سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
113
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
و ممكنست معنا چنين باشد : و زمانيكه چشم خود را باز كردند پس آن سلطان ملك و فرشته گرديده بود . سپس شارح گويد : و از قضايائى كه ذكر آن با اينمقام مناسب است اينكه يكى از ياران و دوستان من كه از امتيازاتش اين بود كه تمام حركات اعم از ضمّه و كسره و فتحه را به فتحه اماله ميداد كتابى را نزد من آورد و وقتى بوى گفتم : اين كتاب از كيست . گفت : لمولانا عمر ( بفتح عين ) بجاى ضمّه آن . حضّار جملگى خنديدند ، وى از روى تعجّب نظر به من نمود گويا سبب خنده ايشان را از من مىپرسيد . من با رمز و با بهم زدن پلك چشمان و بستن چشم مطلب را بوى تفهيم كرده و سبب خنده ايشان را به او فهماندم و وى نيز مقصود را دريافت يعنى : با مضموم نمودن چشم ( يعنى بستن ) وى را متوجّه كردم كه مىبايد عين كلمه ( عمر ) را تو نيز مضموم مىنمودى تا حضّار نمىخنديدند و اينمعنا را حاضرين نوعى ظرافت از من تلقى كردند . سپس شارح گويد : ضمير در [ تبتغى ] به تلك الجياد يعنى آن اسبها راجع بوده و كلمه [ عنق ] بفتح عين و نون بوده و آن نوعى از سير و حركت است و ضمير در [ عليه ] به [ عثير ] عود مىكند بنابراين معناى بيت چنين مىشود : سير و حركت نمودن بنحو عنق مستدعى و خواهان استكه غبار